شعار همیشگی ما؛
۞ چراغ امید روشن است ۞
Monday, 24 June , 2024
امروز : دوشنبه, ۴ تیر , ۱۴۰۳
شناسه خبر : 11443
  پرینتخانه » دسته‌بندی نشده تاریخ انتشار : 21 دی 1399 - 9:25 | 719 بازدید | ارسال توسط :

وفادار به راه پدر

            فائزه هاشمی: نمی شــود از ریاست جمهوری زنان حرف زد و از او یادی نکرد کدام یــک از ایــن عناوین بــه خصوصیات و دیدگاه های شــما درباره اعظم طالقانی نزدیک تر اســت؟ معلم، مبارز آزادی خــواه، مدافع حقوق زنان، فرزند آیت االله طالقانی، فعال روشنفکر؟ دیدگاه مــن اهمیتی نــدارد. […]

وفادار به راه پدر

 

 

 

 

 

 

فائزه هاشمی: نمی شــود از ریاست جمهوری زنان حرف زد و از او یادی نکرد

کدام یــک از ایــن عناوین بــه خصوصیات و دیدگاه های شــما درباره اعظم طالقانی نزدیک تر اســت؟ معلم، مبارز آزادی خــواه، مدافع حقوق زنان، فرزند آیت االله طالقانی، فعال روشنفکر؟

دیدگاه مــن اهمیتی نــدارد. شــخصیت او مهم اســت که در مورد آن می توان بســیار ســخن گفت. بــرای اعتقاداتی که برایش مبــارزه می کرد؛ در زمان شــاه به زندان افتاد، شکنجه شد، خود و خانواده اش آســیب دیدند. بعد از انقالب نیــز، پایبند اصولی بود که همین امر او را برجســته کــرد. تاکنون کمتر چنین افــرادی بوده اند که به دلیل باورهای شــان از قدرت، ثروت، حکومت و… چشم پوشــی کنند، یعنی بتوانند در قدرت قرار گیرند ولی اولویت دیگری داشته باشند. طالقانی مانند سایر شخصیت های ملی – مذهبی این ویژگی ها را داشت. او دارای پشتکار و سختکوش بود. ثبت نام در انتخابات متعدد ریاست جمهوری، از جمله مصادیق این ویژگی هاست. نمی شــود از ریاســت جمهوری زنان حرف زد و از او یادی نکرد. طالقانی در هر دوره ریاست جمهوری، ثبت نام می کــرد نه برای اینکه رئیس جمهور شــود، بلکه شــورای نگهبان را به تفســیر درســت، واقعی و طبــق وظیفــه قانونــی اش در اصــل ۱۱۵ قانــون اساســی برای کلمه رجل سیاســی برساند. او در کنار فعالیت هایش خانواده را فراموش نکرد. همراهی ای که با خانواده داشت باید دیده شود. یکی از فرزندانش به رســیدگی بیشتری نیاز داشت، این توجه را با وجود همه سختی ها و شرایط خودش از او دریغ نکرد.

نظر شــما در مورد کاندیداشدن ایشان و دیگر زنان جامعه برای ریاست جمهوری چیست؟

حول و حوش انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ بــود که پدر گفت در مجلس خبرگان قانون اساســی منظــور از قــراردادن کلمه «رجل سیاســی» مردان نبوده است، بلکه رجل سیاسی به معنای «شخصیت سیاسی» به کار رفته است، بنابراین زنان نیز می توانند کاندیدای ریاست جمهوری باشند. پدر همیشه خانم ها را تشویق به فعالیت های علمی، اجتماعی و سیاسی می کرد و اینکه خودشــان بایــد از هم حمایت کنند و دنبال حقوق شان باشند. پدر حتی بحث سهمیه برای حضور زنان در مجلس را در تدوین سیاست های کالن انتخابات در مجمع مطــرح کرد، اگرچه رأی نیاورد و این امر در آنجا به سرانجامی نرسید.

 ارتباط اعظم طالقانی با پدرتان چگونه بود؟

دیدارهــای زیــادی داشــتند، اعظــم خانــم بــه مناســبت های مختلــف همــراه خواهــر، برادرها و خانــواده اش به خانه پدر می آمد و تــا جایی هم که به خاطــر دارم این دیدارها بــرای دو طرف همراه با شــادی و شــعف بود، او در این دیدارها هــم از نقد، بیان مشــکلات، یادآوری و پافشاری بر اصول انقالب دست بردار نبود.

نظرتان در مــورد انتخابات ۱۴۰۰ و حضور زنان در آن چیست؟

بعــد از فــوت اعظــم طالقانی، یکــی از خانم ها پیشــنهاد داد کــه به یــادش، در انتخابــات پیش رو «جنبش ثبت نام زنان در انتخابات» راه اندازی شــود، مــن هــم در یکــی از مصاحبه هایم ایــن موضوع را اعلام کــردم. تأییــد کاندیداتوری زنــان در انتخابات ریاست جمهوری، نیاز به قانون ندارد و برعکس، طرح برخی نمایندگان در مورد انتخابات ریاست جمهوری، در صورت تصویب مانع حضور زنان است.

ایــن طــرح را کــه نمی دانــم بــه کجا رســید، کاندیدابودن خانم ها را در انتخابات ریاست جمهوری کامل لغو می کرد زیرا این طرح بندی داشت که کارت پایان خدمت یا معافیت، از ویژگی کاندیداها بود و در آن «برای مردان» قید نشده بود. این بند طوری است که انگار فقط مردان می توانند کاندیدا شوند و نیاز به گذراندن خدمت ســربازی یا معافیــت از آن ضروری بــود و حضور زنــان را به صــورت غیرمســتقیم رد می کرد. برای تفســیر قانون، شورای نگهبان می تواند فی البداهــه ایــن کار را انجام دهــد، رئیس جمهور و رئیس مجلس نیــز می توانند تقاضا کرده و این امر را دنبال کنند.

فرامــوش نکنیــم کــه به رسمیت شــناختن حق طبیعی و بدیهی زنان برای کاندیداشــدن در انتخابات ریاســت جمهوری یک چیز است، داشــتن کاندیدای زن در انتخابات یک چیز و داشــتن رئیس جمهور زن چیــز دیگر. مــوردی که درحال حاضر مد نظر اســت اولی اســت. اگر ایــن قضیه فراجناحی دنبال شــود، جدا از اینکه اصالح طلب یا اصولگرا هســتیم، امکان بیشــتری برای به نتیجه رسیدن خواهد داشت. امروزه زنان زیادی شــرایط «رجل سیاسی» را دارند، از جمله معصومــه ابتکار، وحیددســتجردی و خانم هایی که چندیــن دوره نماینده مجلس بوده اند، خانم هایی که درحال حاضر معــاون وزیر هســتند و خانم هایی که سابقه کار اجرائی در سطح عالی را داشته اند یا دارند.

زهرا شــجاعی: اعظم طالقانی، پیامش را به گوش نسل جدید رساند

فکر می کنیــد دیدگاه ها و تلاش هــای اعظم طالقانی در جامعه اثری داشته باشد؟

او، پیامــش را به عنوان هاجر زمان خود، به گوش نســل جدید کــه نیازمند چهــره حقیقت، شــناخت اســطوره ها و الگوهــای معاصر مســلمان ماســت، به خوبــی رســانده اســت. مســئله مهم، شــناخت انســان های بزرگــی اســت کــه در عصــر معاصر و امــروز زندگی کــرده و می کنند. اینکــه در زمان حال با انســان های بزرگــی مانند طالقانی، زنــان و مردان بزرگ دیگر بوده و هســتیم، سبب شده است با توجه به روحیاتی که داریم بعد از ازدســت دادن این دسته از افراد، به شــناخت و معرفت عمیق تری از آنها پی ببریم.

در واقــع جایــگاه و منزلــت اشــخاص بــزرگ، رجال سیاســی و مذهبی دوره خودمــان را به خوبی نمی شناسیم و از وجودشان بهره کافی نمی بریم. این موضوع برای زنان مضاعف می شود؛ چراکه بر تاریخ مذکر ما، تفکر مردسالارانه حاکم است. قلم به دستان تاریــخ نیز مردان بوده اند. همین موارد ســبب شــده است کمتر به تبیین و بررسی شخصیت زنان برجسته کشور بپردازند.

کتاب ها، نشــریه ها و دایره المعارف ها نیز نشــان می دهد زنان نقش کمتری در آنها داشــته اند و معدود نوشته هایی یافــت می شــوند کــه زنــان در اولویت بوده انــد، اما هنگامی که به همیــن معدود نوشــته ها در کتب، نشریه ها و دایره المعارف ها نگاهــی می اندازیــم، متوجــه وجــود زنانی در ایران می شــویم که شــناخته نشــدند و از معرفی آنهــا بی بهــره بوده ایــم. یکی از ایــن اشــخاص برجســته، اعظم طالقانی است که با وجود داشتن شخصیت سیاسی و فعالیت های مختلف، آن طورکه باید در دوران زندگی اش شناخته نشــد. به اعتقاد ما اصلاح طلبان، یکــی از مهم ترین ویژگی هــای اصلاح طلبی، امر تدریج اســت. تفاوت اصلاح و انقلاب در این است که انقلاب یک دگرگونی ســریع را به وجود مــی آورد؛ اما اصلاح بــه زمان و تدریــج نیاز دارد. بــا این انتظار که یــک فرد با تلاش بتواند مســائل و مشــکلات مربوط به حوزه فعالیت خود را حل کند یا راه گشــای آن باشــد، تفسیرش به صورت علنی و آشــکار اســت . اگر تاریخ را هزارساله و مســیر کاروان بشــر را طولانی بدانیــم، یک مقطع کوتاه چقدر می تواند تأثیر بگذارد و باید در مقایســه با دوره قبــل از آن در نظر گرفت؛ بنابراین می توان گفت تلاش ها و اقدامات متوقع، متکبر و زمان شناســانه، از دید چندوجهــی طالقانی و به طور قطــع در جریان فعالیت های سیاســی و اجتماعی دیگــران تأثیرگذار بوده اســت که در آینده تأثیرات آن بیشتر مورد توجه قرار خواهد گرفت.

دیدگاه های شما چقدر به ایشان نزدیک است؟

خاستگاه و خانواده مذهبی و البته در کنار پدرش مطالعــات مذهبی و باورهای دینی داشــت، ازاین رو دیدگاهــش به من نزدیــک بود. ویژگی مشــخص و بــارز طالقانی این بود که به مبانــی، اصول، پایه های اعتقادی و باورهای مذهبی به شــدت پایبند بود؛ ولی این باعث نشــد که راهش ســنتی، محدود و متحجر باشــد. به تحولات زمان، مکان، مســائل جهان و روز توجه می کرد. ما در حوزه فعالیت زنان دچار افراط و تفریط هستیم. بعضی نگاه سنت گرایانه به حوزه زنان دارند که هیچ گونه تحول و نوآوری و نواندیشی را در امور زنان برنمی تابد. برخی هم به مســائل اجتماعی و جامعــه توجه می کنند و اصــول و مبانی را نادیده می انگارند. اعظم طالقانی از آن دســته زنانی بود که به اصول و مبانی تحــولات اجتماعی و تغییراتی که در مســائل امروز به وجود آمــده و همچنین نیازها و مطالبات نسل جدید جامعه توجه داشت.

پیشنهاد شما در فقدان او در پیگیری مطالبات مسائل زنان چیست؟

یکــی از ویژگی هــای مهــم او، تنــوع در فعالیت هایــش بــود. یک نشــریه به نــام «هاجر» تنظیــم کرد و بــا زحمت و چنگ و دنــدان آن را به چاپ می رســاند. اگر فعالیت هــای مختلف او را در حوزه هــای گوناگــون در نظر بگیریــم، ریل گذاری را برای یک جامعه با فعالیت های سیاسی و اجتماعی زنان، مد نظر داشت. اگر همین فعالیت ها ادامه پیدا کند، باعث جذب مخاطبان جوان تر می شــود. وقتی در تشــییع جنازه او شــرکت کردم، میانگین افرادی کــه در آن شــرکت کرده بودند، باالی ۴۰ ســال بود، خیلی افسوس داشــت برای اینکه نسل جوان ما او را نمی شناخت. با تلاش های خود در دوره انقلاب و شکنجه ای که شد، در ارزیابی سیاسی، خوب نیست که نســل جدید شناختی از او نداشته باشند و نتوانند از شخصیتش الگویی داشته باشند؛ بنابراین با تداوم همه این کارها با شیوه های نوین، جذاب و مبتکرانه، باید بتوانیم نسل جدید را با ویژگی های او آشنا کنیم تا تداوم راه نورانی اش باشد.

چقــدر کاندیداتــوری او در انتخابــات ریاست جمهوری توانست مؤثر باشد؟

اصلاح یــک رفتار، ایجاد تغییر در روش سیاســی و اصلاح قانــون به صورت یکباره و یک شــبه انجام نمی شــود. استمرار پشتکار و شــجاعت او که در این امــر به کار بــرده بود، خــودش هم می دانســت که صلاحیتش تأیید نمی شــود؛ ولی برای اینکه بتوانیم از رجال سیاســی و قانون اساسی یک تعریف درستی داشته باشیم، مســئوالن را وادار کرد تا به این مسئله واکنش نشــان دهند. حرکت جســورانه ای که انجام داد ســبب شد که یک مطالبه جدی در سطح جامعه مطرح شــود که حتی شــورای نگهبان نسبت به آن اظهارنظر می کند. اگر در این دوره اثری نداشته باشد، اما به احتمال زیــاد در دوره های بعد ترتیب اثر خواهنــد داد. این تابویــی اســت که باید از تفســیر کلمه «رجال» شکســته شود. در مجلس خبرگان و قانون اساســی به صراحــت درباره ایــن موضوع بحث شــده بود. شــهید بهشتی بــرای برون رفــت، از کلمه رجل سیاســی اســتفاده کــرده بودند. تفســیر او از نظر دینی، مذهبی و سیاســی رجل در ادبیات دینی ما به عنوان شخصیت های بزرگ نام برده می شــود. به نظــر من راه و روش او در آینده جمهوری اسالمی ثبت خواهد شد.

شما نامزد انتخابات آینده می شوید؟

اگر شورای نگهبان اعلام کند که تفسیرش از کلمه رجــال فقط مردان نیســت و منظور شــخصیت ها و بزرگان سیاسی و مذهبی است، فکر می کنم خیلی از زنان شرکت می کنند.

آیا در صورت ورود یک زن اصولگرا به انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ از او حمایت می کنید؟

زن بــودن برای ما ملاک تعیین کننده نیســت. لازم است؛ ولی شرط کافی نیســت. در انتخابات مجلس و شــورا اعتقاد بر این بود که شایســتگی، کارآمدی و صلاحیت ملاک اصلی است و تلاش بر این بود که در بین زنان آنها را شناســایی و معرفی کنند و در شرایط مســاوی، خانم هــا را ترجیح می دهم. صــرف اینکه فقط یک زن اســت، آن را انتخاب نمی کنم؛ زیرا اداره مملکت و منافع ملی، هدف های مشــترک و عالی ما اســت که همه ما در نظر داریم اما در ذیل مصلحت جامعه و به منافع ملی و کشور، حضور زنان را تعریف می کنیم. حضور زنان در ســطر هدف های ما نیست و معتقدیم که منافع کشور باید در نظر گرفته شود.

فاطمه چهپــور: اعظــم طالقانی از قــرآن فاصله نگرفت

چه مسائلی برای اعظم طالقانی خط قرمز بود؟

من قبــل از انقــلاب با خانــواده طالقانی آشــنا شــدم. زمانی کــه در مدرســه علایی معــاون بودم، او مدیر مدرســه بــود. اعظم طالقانــی خصوصیات مختلفی داشــت. یکــی از خصوصیات بــا ارزش او، جــذب افراد با هــر عقیــده ای در جمع هایی بود که در آن قرار می گرفت، جاذبه اش بیشــتر از دافعه اش بود. بــا عقیده ای که با عقاید خــودش در تضاد بود، مخالفــت نمی کرد و کســی را نمی رنجاند. با منطق محبت و صحبت، جوان هــا و افراد مخالف را جذب می کرد. هیچ گاه با جبهه گیری، افراد را از خودش دور نمی کرد. برای همه احترام قائل بود و اگر شــخصی مخالــف عقایدش بــود، بیش از هر نظــر، ظاهری و باطنی به او احترام می گذاشت.

از نظر مذهبی هم در طول عمرش با قرآن فاصله نگرفت. کلاس های تفســیر قرآن داشــت و مطالعه دربــاره قرآن را روزبه روز بیشــتر می کــرد و عقایدش محکم تر می شــد. از هیچ کدام از موضع های اسلامی که داشت، کنار نکشید، که مسئله بسیار مهمی تلقی می شد. این در حالی است که بسیاری از افراد در طول زندگی خود، تندروی هایی دارند؛ ولی بعد از ســال ها عوض می شوند، اما در دوران زندگی طالقانی، تغییری نمی دیدیم اما او فرد صبوری در زندگی بود که بر روی عقایــدش ماند و آن را حفظ کرد. در نشــریه اش هم بــه هیچ عنوان از عقایدش کنــار نرفت. او با رفتن به زندان، از لحاظ جســمی تحلیل رفــت، کودکی بیمار داشــت، اما با این اوصاف هــم از اعتقاداتش پا پس نکشید. با اینکه بیمار بود؛ ولی تلاش شبانه روزی اش برای آگاهی مردم و جوان ترها و همچنین جذب آنها را رها نکرد.

بســیار نزدیــک بــه افــکار و اعتقــادات پدرش می اندیشــید. پدرش در میان ۱۰ فرزنــد خود، علاقه خاصی به او داشت، به همین دلیل هنگامی که اعظم خانم در زندان بود، ضربه روحی شــدیدی به او وارد شد. فکر می کنم او با بچه های دیگر متفاوت بود.

گفته شــده اعظــم طالقانــی در جوانی چادر نداشت….

اعظم طالقانی برای من تعریف کرد که در خانه شان در شــمیران، زمانی که دبیرســتانی بودم و آقا خانه ما بود، بــه او گفتــم: «نمی خواهم چادر ســر کنم و این حجاب را قبول ندارم. چادرم را با قیچی تکه تکه کردم و گفتم چادر سر نمی کنم و با مانتو و روسری به مدرسه می روم». بعــد از آن جریان، اعظم طالقانی گفت: «آقا با من صحبت کرد و قانعم کرد که چادر لباس ســنتی ایرانی است و من را برای پوشیدن چادر قانع کرد.»

حتــی زمانی که در بیمارســتان به خاطر ســکته مغزی بســتری بود، مراقب حجاب شــان بودند . یک بار از آقــا درباره حجاب و کامل بودنش پرســیدم، او گفت: «شما فکر کنید یک دانش آموز با نمره ۲۰ قبول می شود و یک دانش آموز با زیر ۱۰ تجدید. حجاب هم همین است و براساس حجاب نمره می گیرید». خانم طالقانــی به من گفــت: «بســیاری می گویند مراعات کنیم و طبق مصلحت صحبت کنیم؛ اما من این گونه نیســتم. در چنین جلســه ای که این همه هزینه شده اســت و افراد بســیاری حضور دارند، چرا باید حقایق کتمان شود. »

خاطره ای که من هیچ وقت فراموش نمی کنم این بود که قبل از انقالب در مدرسه علایی معاون بودم . در آن زمان حجاب نبود. اتاق اســتراحت معاونان و معلمان جدا بود. چــون من معاون بودم، هر آقایی که با همکاران کار داشــت، می پرسیدم با چه کسی کار دارد. یــک روز مــن و اعظــم طالقانــی در دفتر تنها نشســته بودیم که در اتاق را زدند. من پرســیدم کیســت؟ آقای منوچهری که از مأموران ساواک بود گفت: «به خانم طالقانی بگویید تا برای پاســخ گویی به چند ســؤال با ما همراه شود». آن زمان در جریان ایــن مســائل نبودم؛ ولی خــود طالقانــی چون کار سیاســی می کرد، متوجه منظور آنها شد. لبخندزنان و خوشــحال تمام مسائل مدرســه را به من گفت و کلید هــا را به من داد. گفتم: فقط برای چند ســؤال می روید. خوشــحال گفت: «باید دیــد آن طرف چه خبر اســت». چون خیلــی از هم رزم هایــش زندان بودند و او را نگه داشــتند. طالقانی دارای پشتکار و ثابت قدم بود. در رفتار و عقیده اش نیز همیشه ثابت بــود و تغییر نکــرد. او همانی بود که من ۴۰ ســال پیش می شــناختم و در عقایدش محکم تر نیز شده بود. تجربه اش بیشتر شــده بود ولی عقایدش تغییر نکرده بود.

عاطفه علایی طالقانی: دغدغه مردم را داشت

چقدر دیدگاه های ایشان بر جامعه تأثیر داشته است؟

معتقــدم اولین قدم بــرای تأثیــر دیدگاه های یک شخص در اطرافیانش، اخلاق، رفتار و عمل کردن آن فرد به دیدگاه های خودش است. به این معنا که تا من عمل کننده نباشم، نمی توانم روی دیگران اثر بگذارم. این در حالی اســت که طالقانی در راســتای عمل به دیدگاه های خود، گام های بسیاری برداشته بود. البته این امر به این معنی نیســت کــه او فقط برای انجام کاری ادعا داشته باشــد. طالقانی بیش از اینکه ادعا داشته باشــد، عمل می کرد. دغدغه مردم را داشت و همین باعث می شــد که مهــرش در دل مردم بیفتد. معیشت جوان ها و اطرافیان، برایش بسیار مهم بود و درد مردم برایش درد بود. همان طور که افراد حاضر در مراسم ختم و تشــییع جنازه اش بسیار زیاد بودند. همانند اینکه در آیه ۲۶ ســوره آل عمران آمده است: «خداوند هر که را بخواهد، عزت می دهد و هرکس را بخواهــد ذلیل می کند». طالقانی، رابطه اش با خدا را اصلاح کرده بود. برخالف انتظار من، افراد بسیاری او را می شــناختند و ابراز محبت می کردند. تا زمانی که او دار فانی را وداع گفت شــخصی از همکاری ما در مدرسه اطلاعی نداشت.

متوجه شدم وقتی یک نفر برای خدا بندگی می کنــد، خــدا هــم مهــرش را در دل بندگان می اندازد؛ خواه کســی کــه اعتقادش با او یکی باشــد یا اینکه هم عقیده نباشــند. بهترین تأثیر او بر دیگران حتــی آنهایی که یک بار او را دیده بودند، مهری بود که از طالقانی در دلشان افتاده بود.

ایشان روی چه مسائلی تأکید داشت؟

هر آنچــه اعتقاد داشــت، بــدون مطالعه و تحقیق نبود. برای هــر اعتقادش دلیل و برهانی داشــت. او فقط بــه دلیل اینکــه فرزند آیت االله طالقانــی و در خانــواده ای مذهبــی بــود، ایــن اعتقادات را به دســت نیاورده بــود. اعتقاداتش براســاس مطالعات و تحقیقات بوده اســت و به دلیل خطوط قرمزی که داشــت هیــچ گاه از آنها کوتاه نیامد. یعنی در هر شــرایطی، اعتقاداتش را حفظ می کرد.

به یاد دارم که شب های قدر وقتی دعا می کرد، در آخــر دعای جوش کبیر، اول بــرای زندانیان و جوانــان، با حالت عجز و گریه دعا می کرد. همین باعث می شد که مردم به او محبت داشته باشند. البتــه این محبــت دو طرفه بود. اگر خدا کســی را عزیز کند، کســی نمی توانــد آن را ذلیل کند. او یک بار به مــن گفت: «اگر مشــکلی برایت پیش می آیــد، صد بار بگو ایاک نعبد و ایاک نســتعین، فقط تو را می پرســتم و تنها از تو یاری می خواهم و من فقط بنده خدا هســتم چون خداســت که می توانــد هــر کاری انجام دهد،چنــان عزتی به مــن می دهد که هیچ کــس نمی تواند آن عزت را خدشه دار کند. انسان نباید متزلزل باشد، باید بنده واقعی خدا بود».

چه خاطــره ای از او در خاطرتــان مانده است؟

عمــه اعظم این اواخر با واکر بــود. یک بار به دیــدن مادر بــزرگ مریض مــان رفت کــه علاقه بسیاری به او داشــت. مادربزرگم گفت: «قرصی نیــاز دارم که نمی توانیــم پیدا کنیــم». او با این حال و مشــکلات و دغدغه هایــش، قرص را پیدا کرد و ســاعت ۱۲شــب به خانه مادربزرگ رفت اما نمی توانســت از پله بالا برود. زنگ زد و گفت: «قرص را پیدا کردم و به او دادم.»

طیبه علایی طالقانی: نام او برای چند نسل پر از خاطرات نوستالژیک است

شــخصیت اعظــم طالقانی از نظر شــما چگونه بود؟

اغلب می دانیم که اعظم طالقانی سیاسی ترین فرزند پدرم بود و نقش بزرگی در پیشــبرد اهداف جامعــه زنان ایفا کــرد. او در زندان، در اندیشــه تأسیس تشــکیلات رســمی برای زنان بود؛ تا در آنجا بتوان مشــکالت آنان را مطرح و راهکارهای مناسبی به وسیله تبادل نظر کارشناسان پیدا کرد تا مشکالت زنان را حل کرد و کاهش داد. نام اعظم طالقانــی برای چند نســل ایرانی پــر از خاطرات نوستالژیک است. خواهــرم، همیشــه دغدغه زنان را داشــت، به ویژه به فکر زنان سرپرســت خانوار بود. جریان بازتعریف رجل سیاســی و تلاش هــای او در این زمینه را همه می دانند اما او تلاش بســیاری کرد که تابوی حضــور زنان در مناصب مهم مملکتی را بشــکند و دیدارهای زیادی با علمای قم درباره تفسیر رجال سیاسی داشــت. به نظرم اگر همین دغدغه زنان را که خواهرم داشــت، دنبال کنیم، حتی اگــر او هیچ کار بزرگ دیگــری انجام نداده باشد، تأمل برانگیز تر از دیگر فعالیت هایش است، فعالیت هایی که امیدواریم روزی به نتیجه برسد. چراکه این اواخر با وجــود بیماری، همچنان بیم مردم را داشــت، البته مــدام امیدوارانه صحبت می کرد. جدای آنچه در ابعاد سیاسی از او مطرح می شود؛ صبوری و خســتگی ناپذیری اش است. خواهرم مانند کوهی در راســتای رفع مشــکلات اجتماعی و دفاع از حقوق زنان؛ استقامت داشت و هــر چــه در توان داشــت، کوشــید و هیچ چیز نمی توانســت او را از مســیرش بــازدارد. او در واقــع وقف جامعه بود و از هیچ کوششــی دریغ نمی کرد، ولی همه این موارد باعث نمی شــد در زندگــی شــخصی اش صبور نباشــد و در رفتار با اعضای خانواده جور دیگری باشد.

با اهالی خانواده چگونه بود؟

یکــی از خاطراتــی کــه از او به یــاد می آورم ،مربــوط به فرزنــد کم توانش اســت. گاهی برای رفع خستگی، این پسر را سوار ماشین می کرد و در خیابان هــا می گرداند. در بعضــی از این گردش ها همراهش می شــدم و می دیدم که چقــدر با این پســر مــدارا می کند. ممکــن بود پســرش به هر دلیلی عصبانی و بی قرار باشــد؛ اما اعظم با همه فشــارهای اجتماعی و سیاسی که تحمل می کرد، ذره ای از کنترل خارج نمی شد. با نهایت آرامش و خونســردی با پسرش حرف می زد و سعی می کرد او را آرام کند. در عین حال از دغدغه های سیاســی و اجتماعی اش خارج نمی شــد. ما هنوز هم رفتن او را که چون ســتونی برایمان بــود، باور نداریم و شــاید این شعر بخشی از حســرت ما را از نبودش بیان کند.

رفتی از دیده و داغت به دل ماست هنوز/ هر کجا می نگرم روی تو پیداست هنوز

مطمئن باش که مهرت نرود از دل ما/ مگر آن روز که در خاک شود منزل ما

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.