شعار همیشگی ما؛
۞ چراغ امید روشن است ۞
Saturday, 13 April , 2024
امروز : شنبه, ۲۵ فروردین , ۱۴۰۳
شناسه خبر : 11584
  پرینتخانه » دسته‌بندی نشده تاریخ انتشار : 30 دی 1399 - 13:09 | 640 بازدید | ارسال توسط :

معرفی کتاب

نام کتاب: دیوانگی در بروکلین نویسنده: پل_استر مترجم: خجسته کیهان     به دنبال مکانی آرام بودم که در آن بمیرم. کسی بروکلین را پیشنهاد کرد و فردای آن روز از وست‌چستر به آنجا رفتم تا با شهر آشنا شوم. پنجاه و شش سال بود که به بروکلین پا نگذاشته بودم و آنرا کاملا از […]

معرفی کتاب

نام کتاب: دیوانگی در بروکلین

نویسنده: پل_استر

مترجم: خجسته کیهان

 

 

به دنبال مکانی آرام بودم که در آن بمیرم.

کسی بروکلین را پیشنهاد کرد و فردای آن روز از وست‌چستر به آنجا رفتم تا با شهر آشنا شوم.

پنجاه و شش سال بود که به بروکلین پا نگذاشته بودم و آنرا کاملا از یاد برده بودم.

وقتی پدر و مادرم از آنجا رفته بودند سه سال بیشتر نداشتم،با وجود این دیدم که به طور غریزی به محله‌ی سابقمان برگشته‌ام….

 

 

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.