شعار همیشگی ما؛
۞ چراغ امید روشن است ۞
Tuesday, 23 July , 2024
امروز : سه شنبه, ۲ مرداد , ۱۴۰۳
شناسه خبر : 18062
  پرینتخانه » فرهنگی تاریخ انتشار : 08 خرداد 1401 - 13:02 | 282 بازدید | ارسال توسط :

متروپل زخم کهنه «آبادانی‌ها» را تازه کرد

چند روز پیش، وقتی سعید پورصمیمی به همراه سایر بازیگران و کارگردان فیلم برادران لیلا روی فرش قرمز جشنواره کن در فرانسه سوژه عکاسان شده بود، مردم آبادان در کنار خرابه‌های متروپل به دنبال نشانی از عزیزانشان در زیر آوار بی مسئولیتی‌ها بودند. مردمی که از دیار رودخانه‌ها و پل‌ها ، جنگ ایران و عراق را پشت سر گذاشته‌اند اما هنوز مشکلات آن را پشت سر نگذاشته‌اند.

متروپل زخم کهنه «آبادانی‌ها» را تازه کرد

حالا همزمانی دو رویداد؛ یعنی سقوط تکان دهنده متروپل آبادان و حضور سعید پورصمیمی در جشنواره فیلم کن، بار دیگر ماجرای فیلمی را  سر زبان‌ها انداخت که سالها پیش پورصمیمی نقش اول آن را بازی کرده بود ولی به دلایلی نادیده گرفته شد.

کیانوش عیاری، کارگردان  ۷۰ ساله جنوبی اوائل دهه ۷۰ با نگاهی به زندگی و مشکلات مردم جنگ زده جنوب، فیلم «آبادانی‌ها» را ساخته بود اما این فیلم هم مثل بقیه فیلم‌های عیاری با بدبینی مدیران و برخی همکارانش در سینما، مورد بی مهری قرار گرفت و کنار گذاشته شد. آنطور که کیانوش عیاری گفته است؛ فیلم «آبادانی ها» توسط وزیر وقت ارشاد و به بهانه نمایش سیه روزی های یک جنگ‌زده آبادانی از جشنواره کن برگردانده شد.« فیلم با اکرانی به عمد بد و بسیار رقت بار و مفلوک، به خاک سیاه نشست.» بهمن سال ۱۳۷۳ درست یک روز پس از پایان جشنواره فیلم فجر، به فیلم آبادانی‌ها نوبت اکران در سینما داده شد و چهار روز بعد آن را پایین کشیدند:«ما حق کوچکترین تبلیغی را نداشتیم؛ حتی یک ترک دستی کوچولو که بشود آن را به دست مردم در خیابان‌ها داد. وقتی چنین شرایطی به وجود می‌آید و یک فیلم بدون حق تبلیغ و آن هم درست روز ۲۳ بهمن سال ۱۳۷۲، زمانی که جشنواره روز قبل به پایان رسیده و علاقمندان به سینما تقریبا از دیدن فیلم‌های غیربدنه‌ای سینما اقناع شدند، دیگر چه توقعی می‌توان داشت. برادر و خواهر و دوستان من می‌پرسیدند که چه زمانی «آبادانی‌ها» اکران می‌شود؟! من می‌گفتم فیلم از روز ۲۳ بهمن ماه به مدت چهار روز اکران شد و روز ۲۶‌ام از پرده پایین آمد اظهار تعجب می‌کردند که چرا متوجه نشده‌اند. خود من هم تقریبا متوجه نشده بودم.» فیلم کیانوش عیاری در سینمای پس از جنگ اثر مهمی است؛ اثری که مانند بقیه آثار جنگی، مقدس گرا نبود و از دریچه دیگری آوارگی پس از جنگ را به تصویر کشیده بود.

 

 

در این فیلم پیکان درویش را می دزدند و او برای پیدا کردنش با حس خوف راهی قبرستان پیکان‌‌ها می‌شود اما در راه عینک پسر او توسط حس خوف دزدیده می‌شود. سرانجام پس از چند روز، پیکان اوراق و قراضه‌تر از قبل پیدا می‌شود و او همراه با حس خوف، پیکان را راه می‌‌اندازد و به مسافر کشی با همان پیکان ادامه می‌دهد. درویش جنگ زده است و به قول خودش «درد او درد بی کسی دارد.» همان دردی که حالا هم مردم آبادان با گذشت بیش از ۳۰ سال از جنگ هنوز آن را حس می‌کنند و در جریان ساخت و ریزش متروپل هم آن را بیشتر فهمیدند و از آن گفتند. وقتی آوار متروپل به دلیل بی مسئولیتی شهرداران و مسئولان استانی بر سر عزیزانشان ریخت، همگی در کنار بنای فروریخته جمع شدند تا بلکه بتوانند دست کم جنازه عزیزانشان را بیرون بیاورند. حالا برخی معتقدند که اگر همان ۳۰ سال پیش فیلم آبادانی‌ها مورد بی مهری قرار نمی‌‌گرفت، در کن به نمایش در می‌آمد و در سینماهای ایران اکران خوبی را پشت سر می‌گذاشت، مشکلات جنگ زدگان بیشتر دیده می‌شد و حاکمیت با نگاه ویژه‌تری به این استان توجه می‌کرد چه بسا حالا کارد به استخوان نمی‌رسید. بسیاری هم ابراهیم حاتمی‌کیا را دلیل دیده نشدن و ناکامی آبادانی‌ها و جا ماندنش از جشنواره در آن سالها می‌دانند. هوشنگ گلمکانی از بنیان‌گذاران ماهنامه فیلم و منتقد سینما چند روز پیش در اینستاگرام با انتشار فیلمی از حمله حاتمی کیا به فیلم کیانوش عیاری در یک گفت و گوی تصویری، از او انتقاد کرد و نوشت:«باورم نمی‌شد، چون این مصاحبه را ندیده بودم. بعد فکر کردم هیچ چیز در دوران ما عجیب نیست، حتی رفتن یک فیلم‌ساز به نهاد ارسال‌کننده فیلم‌ها به جشنواره‌های خارجی و فریاد زدن بر سر آن‌ها برای منصرف کردن‌شان از تصمیم‌ ارسال یک فیلم خاص به جشنواره‌ای. عنوان «سرباز نظام» را هم که خودت به خودت دادی و صادقانه اعلام کردی. اما وقتی که قرار گرفتن فرهنگ و هنر در ذیل سیاست را مذموم می‌دانی و یک «اُف» غلیظ نثارش می‌کنی، آیا قرار گرفتن هنرمند در ذیل دستگاه سیاست ایرادی ندارد؟ تذکری هم بابت یک تحریف تاریخی‌ات: «دزد دوچرخه» محصول دوران فاشیسم نبود؛ این فیلم سه سال پس از پایان جنگ و کشته شدن موسولینی و فروپاشی فاشیسم در ایتالیا ساخته شد برای نمایش تأثیرهای جنگ بر مردم ایتالیا.»  حاتمی‌کیا در این مصاحبه، از تلاش ناکامش برای ممانعت از ارسال فیلم «آبادانی‌ها» به جشنوارۀ لوکارنو گفته بود:«درد این است که فیلمسازی از آبادان فیلم می‌سازد و می گوید فیلمم شبیه «دزد دوچرخه» است که از کشور فاشیسم حرف می‌زند.»

 

 

کیانوش عیاری ایده اولیه فیلم آبادانی‌ها را از زندگی خانوادگی خود و مشاهدات مردم گرفته بود یعنی وقتی پیکان باجناق او را دزدیدند و عیاری همزمان مردان مسافرکشی را می‌دید که برای گذران زندگی مسافر جابه جا می‌‌کردند.« از حدود سه یا چهار سال پیش از شروع فیلمبرداری دغدغه‌یی داشتم که ناچارم به آن اشاره کنم. دغدغه‌ام این بود که از دیدن کسانی که ساعت دوازده شب با ماشین مسافرکشی و اضافه‌کاری می‌کنند، برای من این سوال پیش آمد که آیا انسان برای این همه شکنجه و زجر به دنیا آمده تا فقط کار کند که بتواند نان بخور و نمیری دربیاورد و فردا دوباره پس از یک روز چرک و مرطوب بیاید سر کار و همان روند را تکرار کن؟ از این معادله ساده سر درنمی‌آوردم.درست در چنین شرایطی که فکر می‌کردم چرا باید برای این زندگی نکبت،آن همه شکنجه متصور بشویم، ماشین پیکان باجناق من را دزدیدند.البته باجناق من با سرقت ماشینش، زمین‌گیر نشد اما فکر کردم اگر آن ماشین متعلق به آدمی بود که باید با آن مسافرکشی می‌کرد، چه به سر او می‌آمد؟ بنابراین دیدم برای بیان آن دغدغه ذهنی، مفری پیدا شده است. فیلم دزد دوچرخه در اثر ما یک حضور ثانوی داشت.»

در هر صورت فیلم آبادانی‌ها به موقع دیده نشد ولی احتمالا اگر به کن می‌رفت و در ایران قدر می‌دید، هم سعید پورصمیمی به عنوان یکی از بازیگران ایرانی، زودتر جهانی می‌شد و هم صدای آبادان بیشتر و بهتر شنیده می‌شد و شهر به دست افرادی چون عبدالباقی نمی‌افتاد که حالا آوار بی‌‌مسئولیتی‌ آنها مردم را گرفتار کند.

 

نویسنده : نیره خادمی
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.